الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

383

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

( إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ - 54 / مريم ) واژه - صدق - و كذب به صورت عرض در انواع ديگر كلام ، مثل استفهام و امر و دعاء نيز هست همچون سخن گوينده‌اى كه سؤال مىكند أ زيد فى الدّار ؟ - كه در ضمن اين پرسش خبر مىدهد كه به حال زيد جاهل است و از او چيزى نمىداند ( و گر نه صفتى از صفات زيد را در جمله‌اش ذكر مىكرد ) . و همچنين وقتى بگويد - واسني - يعنى با من به يارى و غمخوارى رفتار كن كه در ضمن اين جمله هم گفته است كه او محتاج به يارى و مساوات است و اگر بگويد - لا تؤذ : اذيت نكن ، در ضمن اين جمله هم اذيّت او را خبر مىدهد . الصِّدْق : مطابقت قول با نيّت و ضمير و يا چيزى است كه از آن خبر داده شده است و اين هر دو با هم است يعنى ( صدق نيّت - و صدق مورد خبر ) و هر گاه يكى از اين دو شرط نباشد و جدا شود آن سخن به تمامه صدق نيست بلكه يا به صدق توصيف نمىشود و يا گاهى به سخن راست ، و زمانى به سخن دروغ وصف مىشود و يا بنابر دو نظر مختلف ، مثل سخن كافرى كه از روى بىاعتقادى بگويد : محمّد رسول اللّه - در اين مورد اگر گفته شود اين جمله راست است صحيح است براى اينكه از چيزى كه درست و راست است خبر داده شده . و همچنين صحيح است كه گفته شود آن سخن دروغ است براى اينكه قول آن كافر در آن جمله درست با ضميرش مخالفت دارد و بنابر وجه دوّم خداى تعالى در سورهء منافقين سخن آنهائى را كه مىگويند : ( نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ . . . - 1 / منافقون ) دروغ دانسته است . صِدِّيق : كسى است كه صدق و راستى از او زياد سر زده است ، و گفته شده به چنان شخصى از آن جهت - صدّيق - گويند كه هرگز دروغ نمىگويد و نيز - صِدِّيق - كسى است كه چون عادت به راستگويى دارد دروغى از او سر نمىزند و همچنين گفته‌اند بلكه - صِدِّيق - به كسى گفته مىشود كه با قول و اعتقادش چيزى را به راستى مىگويد و صدق خود را با عملش و كردارش ثابت و محقّق مىدارد ، در آيات : ( وَ اذْكُرْ